خرید بک لینک
13. تو مسیر برگشت از قله یه سررسید داشتم چند سال پیشا که یه چیزایی توش مینوشتم . از فکرا و حس و حالم. آخرین نوشته ش فک کنم برمیگرده به پنج شیش سال پیش. خیلی وقت بود سراغش نرفته بودم چون فکر میکردم یادمه چیا نوشتم و بنابراین احتیاجی به مرورش نیست. ولی چند روز پیش به سرم زد یه نگاهی بهش بندازم. نتیجه

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:38

12. به امید درخشیدن دوباره ی چشم های آقای الف دو سه سال پیش حین وبگردی هام داشتم یه بلاگی رو میخوندم و پیش خودم فکر میکردم این آدم چقدر برام آشناست. اتفاق ها نه , حسی که از نوشته هاش میگرفتم. بیشتر و بیشتر خوندم . تا اینکه فهمیدم من واقعا میشناسمش! صاحب اون نوشته ها همون کسی بود که یه روزی اسمش جلوی

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 6:36

خیلی کارها هست که ما انجامشون رو غیرممکن میدونیم . نه به خاطر اینکه دلیل علمی و منطقی برای غیرقابل انجام بودنشون وجود داره . فقط به این علت که قبل از ما کسی اون کار رو نکرده . به محض اینکه اولین نفر موفق بشه ، دیدمون تغییر میکنه و هرچی به تعداد افرادی که انجامش میدن اضافه بشه برای ما محتمل تر و محتم

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:10

انگار توی یه بیابون بی آب و علف که تا چشم کار میکنه برهوته چادر زدم و یه بز هم دارم که از شیرش تغذیه میکنم. هرازگاهیم یه مسافری که با شتر داره میره یه ولایت دیگه , از دور چادر منو میبینه و چون مشکش خالی شده میاد این سمت تا شاید یه جرعه آب داشته باشم بهش بدم.

ینی جدا این روزا همچین حس و حالی به وبلاگ نویسی دارم!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:24 توسط رضوان |

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:10

یه بار دیگه شروع کنیم تا ببینیم چی پیش میاد :دی

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

ولی بالاغیرتا شمایی که قراره دو روز دیگه رابطه تون رو با طرف مقابل به هم بزنید و شروع کنید پشت سر هم حرف زدن و برملا کردن رازهای مگو و غیره , هیچ وقت تریپ گرمابه و گلستون و فر اور و این صحبتا برندارید جان عزیزتون! ما نشستیم اون گوشه نگاتون میکنیم از اول و به به و چه چه مون به راهه که چه رابطه ای, ع

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

3. مانیکا طور توی این چندسال اخیر استرس زندگیم خیلی رفته بالا . نه به خاطر اینکه اتفاق استرس زایی افتاده باشه , نه ! به خاطر خودم . نمیدونم بهترین توصیفی که میشه کرد چیه , شاید بهتره بگم دچار شدم به یه جور کمال گرایی غیرضروری. میگم غیر ضروری چون حتی مسایلی که اهمیت چندانی ندارن رو هم شامل میشه . و

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

یه دوره ای هم بود که حالم رو با خرید کردن خوب میکردم . یعنی عاشق این بودم برم بچرخم بین فروشگاه های لباس و دست پر بیام بیرون . جیبمم که پر نبود ، ناچارا میفتادم به بنجل خَری! یعنی اون موقع فکرشو نمیکردما ، خیلی هم راضی و خوشحال میومدم بیرون از مغازه ، ولی دو روز بعد میگفتم آخه این چیه رفتی خریدی ؟

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

5. نقشه ی B به این فکر میکنم که آدم وقتِ مواجهه با مشکلات باید چکار کنه . حلشون کنه ؟ نه لزوما !قبل از اون یه مرحله ی دیگه ست . اینکه بشینی حساب کنی در ازای حلش چی به دست میاری و چی از دست میدی. واقعیت اینه که حل کردن بعضی مسائل اونقدر انرژی ازت میگیره که ارزشش رو نداره .بعضی مشکلات به وجود نمیان ب

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

6. دستبند

کاش آدم برای بار صدم قول و قرارشو زیر پا نمیذاشت تا مجبور بشه ساعت چهار و نیم صبح یه دستبند آبی بندازه دستش به عنوان یادآور حس بد بعد هر بدقولی و تصمیم بگیره هیچ وقت از دستش درش نیاره .

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 4:49 توسط رضوان |

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

7. لذت انتخاب میدونید چیه , کتاب خوندن این جوری کیف میده که بلند شی بری کتاب فروشی , بتابی بین قفسه ها , یکیو انتخاب کنی , بیای خونه شروع کنی به خوندن و وقتی تموم شد باز بلند شی بری کتاب فروشی , بتابی بین قفسه ها , یکیو انتخاب کنی و ... منظورم اینه اون پروسه ی انتخاب کتاب خودش کلی لذت داره و خوبه زو

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

یه چیزی هم چند سالی هست افتاده روی زبون یه عده و کلی بابتش به خودشون مینازن! اونم اینکه ما از نسل کوروشیم و فلان قد تمدن داریم و این حرفا ! از نظر من خیلی خیلی احمقانه است! نه که مخالف وجود اون دورانِ طلایی باشم نه ، منی که هیچ مطالعه ای درباره اون موقع نداشتم و هرچی میدونم برمیگرده به کلیاتی که از

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25


به باد سست نهاد اعتماد شاید کرد
به یار سست نهاد، اعتماد؟
ای فریاد ...

حمید مصدق

+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:56 توسط رضوان |

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

خیلی کارها هست که ما انجامشون رو غیرممکن میدونیم . نه به خاطر اینکه دلیل علمی و منطقی برای غیرقابل انجام بودنشون وجود داره . فقط به این علت که قبل از ما کسی اون کار رو نکرده . به محض اینکه اولین نفر موفق بشه ، دیدمون تغییر میکنه و هرچی به تعداد افرادی که انجامش میدن اضافه بشه برای ما محتمل تر و محتم

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

صفحه بندی